خرید بک لینک

درباره سایت

گاه نوشت

آخرین مطالب

امکانات وب

امروز آخرین امتحان رو دادیم رفت پی کارش، و طبیعتا من خوشحالم و یه عالمه کار داره تو ذهنم میچرخه ک انجامش بدم. البته این رو هم بگم ک این امتحان رو به معنای واقعی گند زدم و اگه پاس بشم یعنی لطف و عطوفت خدا نسیبم شده ولی نمی خوام تا موقعی ک نمره اش بیاد غصه بخورم، به قول م.ر غصه رو میذارم برای موقع اعلام نتیجه ولی تا حالا هیچ وقت بدون آمادگی تا این حد سرجلسه نرفته بودم. هیچ کدوم از سوالاو رو به طور صد در صد بلد نبودم و خیلی بد بود، اشتباه از خودم بود ک تو فرجه نخونده بودم.

صبحم ک رسیدیم ترمینال به راننده تاکسیا گفتم میخایم با اون آقاهه بریم چون ارزون تر میگیره شماها گرون میگیرید، اون بنده خدام اومد داد و بیداد ک من کی ارزون تر گرفتم. نزدیک بود بزنتمون، خلاصه زدیم کاسه کوسه یه آدمو هم خراب کردیم و یکی ک درست کار میکرد رو پشیمون کردیم. انقد بدون فکر کار انجام دادم من. برای م.ر هم ک تعریف کردم مسخره ام کرد. خب چیکار کنم از این بعد نگا نکرده بودم. ولی خیلی بدم میاد وقتی میخایم سوار این تاکسیا بشیم همه تاکسیا رانا دورمون میکنن. امتحانم ک گفتم گند زدم و خلاصه برگشتم. در مورد اون اتفاقه ک افتاده بود هم با مامان صحبت کردم و مامان کف من اون موقع عصبی بود همه چی بهت گفتم ولی از تو توقع نداشتم همشو بذاری کف دست م.ر، بعدم گف خیلی چیزا رو از فاطمه کمتر میفهمی و راست هم میگه. وقتی فکرشو میکنم ک میرم همه چیو ب م.ر میگم به این نتیجه میرسم ک اصلا سیاست ندارم ولی چیکار کنم دست خودم نی.

خلاصه این ک مامان امروز حالش خوب بود و منم سعی کردم باهاش بحرفم، هرچند ک خیلی برام سخت بود. فک میکنم این تبعیضی هم ک بین خودمو فاطمه حس میکنم به خاطر همین نفهمیدن بعضی چیزاست ک مامان ازم ناامید شده.

دیگه این ک همه بچه ها امروز رفتن مشهد به جز من و مهدیه ک مام میخاستیم بریم کلاس ضمن خدمت ک به حدنصاب نرسید. بهتر استادش خیلی گند بود.

میخام اگه شد شنبه برم مدرسه، اگرم ماشین داشتم و مژکان اومد بریم بیرون. ببینم تا چی میشه حالا

برچسب: 16 personalities,16 candles,16,163,16th amendment,16 handles,160 cm to feet,16 and pregnant,16 weeks pregnant,165 cm in feet and inches, نویسنده: حامد امینی تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 3:01

صفحه بندی